| تا مرز رهايي | |
|
چهارشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٦
دلم میخواد چند وقتی ؛جای دیگه و در وبلاگ دیگه ای از عشق بنویسم...
¤ خط حطی شد در ساعت ۳:٢٦ ب.ظ نویسنده رها پنجشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٦
لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
بر خاک بخواب نازنين تختي نيست. آواره شدن حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
شنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٦
برای پخته شدن در زندگی کافیست هنگام عصبانیت از کوره در نروید
جمعه ۱۱ آبان ،۱۳۸٦
چرا تا شکفتم چرا تا تو را داغ بودم؛ نگفتم چرا بی هوا سرد شد باد چرا از دهن حرفهای من افتاد قیصر امین پور چهارشنبه ٩ آبان ،۱۳۸٦
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند...
روح شاعر دلها قيصر امين پور شاد ... دوشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٦
می ترسم از خرابی ایمان که می برد محراب ابروی تو حضور نماز من .......... در راه عشق وسوسه اهرمن بسی است پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن ....... تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت همت در این عمل طلب از می فروش کن ......... بعضی وقت ها فکر میکنم حافظ هم تو کار دل مانده!! این شعرها با هم در تناقض نیست؟؟!!! یکشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٦
با تو حال همه خوب است؛ اگر بگذارند.... یکشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٦
ديگه حتی روی ديوار اسم هامون کنار هم نيست.... یکشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٦
ديگه حتی روی ديوار اسم هامون کنار هم نيست.... [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه
آرشيو پست الكترونيك
وبلاگهای دیگر من
وبلاگهای دوستان زندونی شکست کرانه ها هيوپاين یادگارنامه مهاجر من و گذشته من بلاتکلیف تنها چایی بعد از ظهر فریادی به وسعت سکوت |
